شهرستان بـن

شهرستان بـن در استان چهار محال و بختیاری

شهرستان بـن

شهرستان بـن در استان چهار محال و بختیاری

شهرستان بـن

این وب جهت معرفی شهرستان بن طراحی شده است که امیدواریم مورد توجه کاربران عزیز قرار گیرد. کاربران می توانند جهت هرچه بهتر شدن این وبلاگ که گامی در جهت معرفی هرچه بیشتر شهر و شهرستان بن است با ما همکاری داشته باشند. مطالب و عکس ها به نام خود آنها در این وبلاگ درج می گردد. با تشکر فراوان

اگر مسئولین محترم شهر - شهرستان و استان با ما همکاری داشته باشند می توانیم این مجموعه اطلاعات را با یک سری اطلاعات دیگر در قالب یک کتاب چاپ نماییم.


«شهربن»مرکز شهرستان بن یکی از شهرهای ترک زبان استان چهارمحال و بختیاری است،و شمالی ترین شهر این استان و در نزدیکی سد زاینده رود قراردارد.

***
از همشهرستانی عزیز درخواست می شود مطالب و عکس های خود را درباره شهر و روستای خود به دست ما برسانند تا در این وبگاه جهت استفاده عموم درج نمائیم.
آدرس : شهر بن ، خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ، جعفرنادری

نویسندگان
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۲ اسفند ۹۵، ۱۵:۴۳ - سورانی
    شهید

آخرین مطالب

۵ مطلب با موضوع «ادبیات عامیانه» ثبت شده است


هیچ جایی مثل وردنجان نبود
مثل وردنجان در این ایران نبود


هیچ شهری مثل وردنجان من
خانه ی پرحکمت خوبان نبود


مثل این مردم سراسر آینه
مثل آنان خوب و با ایمان نبود


پاک و بی آلایش و پرنور و مهر
همچو آنان عاشق جانان نبود


یک گلستان لاله دارد شهر ما
غیر از این شایسته ی مردان نبود


مثل آنان در نثار جان خویش
در ره اسلام، بر پیمان نبود


هست در هر کوچه ی شهرم شهید
ورنه این شهر این چنین تابان نبود


تو پر از جانباز و هم آزاده ای
صبرشان در عشق، کم از آن نبود


قاریان و حافظانت اُسوه اند
مثل آنان حامل قرآن نبود


عالمانت فاتحان بحر علم
نور آنان بر کسی پنهان نبود


شاعرانت در حقیقت قُلزُمند
شعر من غیر از خطی لرزان نبود


شاعر: محمود رفیعی وردنجانی(مهر)
تقدیم به شهدای والا مقام وردنجان
تقدیم به مردم مومن، ولایی و شهید پرور وردنجان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۴۱
جعفر نادری بنی

وقتی درجای جای این کشورعزیز صحبتی از استان( چهارمحال و بختیاری) می شود مردم دیگر نقاط کشورفکر می کنند که این استان به زبان بختیاری( لُری )تکلم می کنند وشایدکمتری کسی می داند که حدود 30درصد مردم این استان به زبان شیرین ترکی تکلم دارند.


استان چهارمحال و بختیاری از دوبخش (چهارمحال ) و (بختیاری) به وجود آمده است ، چهارمحال به محال:( لار ،کیار، میزدج و گندمان) اطلاق می‌گردد. برخی ساکنان محال لار و کیار و گندمان دارای گویش فارسی هستند و نژاد آنها نیز فارسی اصیل است و در بعضی از شهرها و روستاهای تابعه (چهارمحال) مردمان ترک زبان ساکن هستند این مردمان از نژاد ترک و دارای گویش ترکی هستند با توجه به این که جایگاه دیرینه اقوام ترک ترکستان و آذربایجان می‌باشد.


 جای سوال است که ترک زبانهای ساکن نواحی مرکزی ایران خصوصا ترکان ساکن چهارمحال از چه زمانهایی به این نواحی آمده‌اند بنابر قرائن موجود و سیاسی که حکام و شاهان در سرکوب اقوام مختلف اعمال می‌نمودند می‌توان ادعا نمود کوچ اقوام ترک از شمال به نواحی مرکزی ایران دلیل اساسی داشته است.


 احتمالا در زمان حکومت سلسله های ترک سلجوقی، غزنوی و خوارزمشاهی به خاطر نفوذ بیشتر در نواحی مرکزی اقوام ترک به مرکز کوچانده شده باشند. این نظر نیز وجود دارد که به خاطر سرکوب طوایفی که با حکومتها بنای مخالفت و سرکشی را می‌نمود این طوایف از موطن اصلی خود به نقاط دیگر کوچانده شده‌‌اند.


 همانگونه‌که نادر شاه طوایفی از بختیاری‌ها را به خراسان کوچ داد در عهد سلطنت ملکشاه سلجوقی که مرکز حکومت او اصفهان قرارداشت و از پادشاهان ترکان در اصفهان و نواحی اطراف آن زمینه مساعدی برای نفوذ و اقامت پیداکردندکه شاید ترکان امروزی در چهارمحال در آن عصر در این نواحی وطن گزیده‌اند.


در سال ۱۰۳۳ هق‌قریب ۷۰ هزار نفر ارمنی و آذربایجانی به داخل نواحی مرکزی ایران تبعید شدند در سال ۱۰۳۳ هق عده زیادی گرجی به مرکز تبعید شدند همچنین در سال ۱۰۲۸ هق ۵۰ هزار نفر از آذربایجان و ارمنستان به داخل ایران کوچانده شدند.


در حال حاضر ساکنین (چهارمحال )عبارتند از مردمانی با گویش‌ فارس و ترکی ، ترک های قشقایی در منطقه بروجن و سامان و دیگرمناطق و ترک های عثمانی وآذربایجانی در منطقه بن ساکنند.

 منبع: سایت استانداری چ و ب

 

 شهرها و روستاهای ترک زبان چهارمحال و بختیاری:

 شهرستان بن: *شهر بن  و  روستاهای :1- یانچشمه 2- حیدری  3 – آزادگان  4 - پهنا 5 – تومانک 6- لارک  7 -بارده 8- و بخشی از روستای جمالو

شهرستان سامان: *شهرسامان و روستاهای:1-هوره2 - چم جنگل 3-چم خلیفه 4 – سوادجان 5 – ایلبگی 6 -چم چنگ 7 -شوراب صغیر 8-محمدآباد 9-چلوان 10-چمزین 11-چم خرم 12-کاهکش 13-چم ناز 14-قراقوش 15-گرمدره 16-صادق آباد 17-قوچان 18-مارکده 19-یاسه چاه 20- دشتی 21-چم کاکا

شهرستان شهرکرد: بخشی از شهرشهرکرد به علت مهاجرت جمعیت قابل توجهی از شهرستان بن وسامان و... به این شهر و *شهر کیان ، شهرطاقانک ، شهر سودجان و روستاهای: 1 –هرچگان 2-پیربلوط 3-کاکلک 5-بهرام آباد 6 –مرغملک  7-اوچ بغاز  8-اشکفتک 9- آقبلاغ

شهرستان بروجن: بخشی از شهر بروجن و *شهربلداجی ، شهرفرادنبه ، شهر سفیددشت ، شهرنقنه  و روستاهای 1- آقبلاغ 2 -علی آباد 3- معموره

شهرستان فارسان: *شهرجونقان

شهرستان کیار: *بخشی از شهر شلمزار و روستای قلعه تک

شهرستان لردگان:  روستای ده ترکان

 

شاید مناطق دیگری هم دراین استان باشد که از قلم افتاده باشد کسانی که اطلاع دارند اعلام کنند تا اضافه کنیم.
۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۳ ، ۰۹:۱۱
جعفر نادری بنی


1- آشه داشانا گولمَن ،که سنی آشی ده داشار = به کسی که آشش سر می رود نخند که روزی آش توهم سر می رود.

2- قاپه بیر پاشنادا گزمز = در روی یک پاشنه نمی گردد.

3- اُوت قوییر قاپوما = آتش پشت درب خانه ام می گذارد.

4- بیز اُولدوک اُوقوره گِجَه آیاییدون اولده = ما دزد شدیم شب مهتاب شد.

5- یاییرم اَتین یاق لوسونه یا ییرم اورک آق روسونه = یا می خورم گوشت ودمه یا می خورم درد شکم .

6-تیلکِه تیلکیَّه دییر ، تیلکِه قویروقونا = روباه به روباه میگه ، روباه به دمش

7- سن آقا من آقا ،اینک لَره کیم ساقا = تو آقا من آقا پس گاوارا کی بدوشه

8-بیزهریانه اَلَّدیک خلخ کته بلَّده= ماهرکجا رانشانه گذاشتیم مردم رفتند گشتند.

9- آروات اولره خان دور، بیلمیر داغ دا نه بوران دور= زن در خانه خان است نمی داند در کوه چه طوفان ست.

10- بیزهریانا میخ توخودوک خلخ گِته طُویله میخ توخوده = ما هرکجا میخ کوبیدیم مردم رفتند میخ طویله کوبیدند.

11-سازه اورگتمن خلخه که دول آتار بُینی یا = ساز را به کسی یاد نده که تنبک را میده دستت.

12-اونّا مونّا سُوزی اولسون ، هُورملیکده گوزی اولسون = صحبتت پیش این و اون باشه اما چشمت به بافتنی من باشه

13- هریره گتّی اوگونان عاقل ، مشکلی دوشنه اَلی چاقل = هرکجا رفتی عاقل باش کا اگر مشکلی برات پیش آمد دستت باز باشه

14- گت چورک یه سوز اورگن = برو نون بخور حرف یاد بگیر

15- بیر یریه گول قوی بیر یریه تورپاخ = یه طرفت خاکستر بذار ، یه طرفت خاک

16- دریا قیراقونا گتیک دریا قوروده = کنار دریا رفتیم دریا خشکید

17-هام کیمه اویشایا یول ورمن = همه کس رابه خانه راه مده

18- هام کیمه بیر گوزودن باخ مان = همه کس را با یک چشم نگاه مکن

19-  آروادون آخور رنگه آغلاماکدور= زن رنگ آخرش گریه است

20-خلخه قینادوم باشوما گلده = مردم را مسخره کردم سرم آمد.

21- کوپَک اوزونه باخار ، سوموک سویار = سگ به خودش نکاه میکنه استخوان لیس می زنه

22- آقلامیانا اَمجَک یوخ = برای گریه نکرده پستان نیست.

23- قیزیم سنه دییرم گلینیم سن اشیت = دخترم به تو میگم عروسم تو بشنو.

24-اُجورکه اَکدی اُجورده بیچَری =  آن جور که کاشتی آن جور هم برداشت میکنی.

25-گت پاییز گلی قوز آل = برو پاییز بیا گردو بگیر.

26-تیلکیّه گَرَک یوواسه دمینه قووای= روباه را باید از جلوی لانه اش فراری بدی.

27- وِرآجا ، گِت حاجا = بده به گرسنه برو حج

28-آلجاقدا یاتانه سیل آپارور ، اوجا دایاتانه یل آپارور=  پایین خوابیده را سیل می برد، بلندی خوابیده را باد.

29-الله سَنه عقل ورسین ، منه پول = خدا به تو عقل دهد به من پول

30-نه طلوق تیکن بیز واروم ، نه اره ورن قیز واروم = نه برای مشک دوختن سوزن دارم نه برای شوهر دادن دختر.

31- خالام بیلده ، عالام بیلده = خاله ام فهمید ، عالم فهمید

32-خلخ بیزه آلمیر آت آردونا ، بیز خلخه آلاک ایپ آردونا = مردم مارا کنار اسبش نمی گیره ما آنها را کنار طنابمان بگیریم.

33- گِچن گونَره گون چالماز= برای روزهای گذشته آفتاب دیگر نمی تابد.

34-گلجی سوقان ساتما گا که = آمدنی برای پیاز فروشی که .

35- آت مان آبای ، تانه بابای = عبا تا ننداز ، پدرت رابشناس .

36-قورقا چاشت اولماز، کورکن پشت اولماز= برشته گندم ناهار نمیشه ، داماد پشت نمیشه

37-آل دالیا آبایه ، ایترمیی بابایه = بنداز پشتت عباتا ، گم نکنی بابا تا

38-کِچَلَه دِدِلَر یودی باشیه ، دِدِه هوردوم آتوم دالوما = به کچل میگن سرتا شستی،میگه بافتم انداختم پشتم

39-دوبیّه دیلَّرنیه بوینی اَگیریدیر ،دیر هارام دوزدورکه بوینوم دوز اُولا= به شتر میگن چرا گردنت کجه میگه کجام راسته که گردنم راست باشه

40-بیچاق دسَّسَینه کَس مَز= چاقودسته خود رانمی برد.

41-گول دَن قاخیر ، تورپاخ تا اوتوریر= از خاکستر بلند میشه رو خاک میشینه.

42-اَل اَله یویار، اَل دَه اوزه یویار = دست دستا می شوره ، دستم صورتا می شوره.

43- گیران چورک یِمَن ، مفت دانوشای = نان گران نخور مفت حرف بزنی.

44-دولان پالاسا ، قال قارایازا = به پیچ به پالتو ، بمون تا بهار.

45-تووقی ساتمان، جوجه آلابیل می = مرغ را نفروش ، جوجه نمی تونی بگیری.

46-بیز هریانا میخ توخودوک ، خلخ کِتِّه دبّه آشته = ما هرکجا میخ کوبیدیم دیگری رفت پوست انداخت .

47- اَریشتنین ایچنه چاس، آستانادان گچنه چاس = تا خوردن آش رشته ، تا رد شدن از پل.

48- آقاچ قورده اوزونن عَمله گلیر = کرم درخت از خودش به وجود می آید.

49- بیر ایتیر دیم ، بیر تووان وردیم = یکی گم کردم ، یکی تاوان دادم.

50-طالاقونه ورده ، طولوغونه ورده = طلاقش را داد ، مشکشم داد.

51-نه اوز ور، نه اوز آل = نه روبده نه رو بگیر.

52-اوزوم الدیم اوزومه ، دونیا گَلدِه گوزومه = خودم به خودم کردم دنیا پیش چشمم آمد.

53- گیونده قوَّتینه ، سیرکَه دوشته موقتینه = به قدرت خود بالید ، سرکه درجانش افتاد.

54-کیم ییه ، کیم باخا = کی بخوره ، کی نگاه کنه.

55-آقاچ قابلامادا حالوا یمیبم آقزوم شیرین اولا = در قابلمه چوبی حلوا نخودم دهنم شیرین بشه

56- دنیاهِه ییرو تیکیر = دنیا را می خورد و می دوزد.

57-اولده اَلیم سویه ، اولماده خمیر سویه = شد آب دستم نشد آب خمیر.

58-یانوخ یرینه آچار = سوختنی جایش را باز می کنه .

59- شاه گلده کندیمیزه ، اول بیزه دوم سیزه = شاه آمد به شهر ما اول به ما بعداً شما.

60- سن وردی من اولدوم = تو زدی من مردم.

61- سوز ایکه چای ایکه = حرف دوتا چایی دوتا.

62-اینَگی ساتمان تووق آلابیل می = گاو تا نفروش مرغ نمی تونی بگیری.

63-حلال حلاله کِتِّه آسمانا : حلال حلالش رسید به آسمان.

64-یاقوشه خلخه گلیر ، دامجوسه بیزه گلیر = بارانش برای مردم می بارد ، چکه اش برای ما.

65-کورده اوه یول وِرمیلَر، تفنگینه آسیر گِره اووَه = کُرد را به خانه راه نمی دهند تفنگش را بالای اتاق می اندازد.

66-قارون بوغازدان بیر قَریش آشاقودور = معده از دهان یک وجب پایینه.

67-تیکه که آغِزدان دوشته ، دوشر اَتَگَه = لقمه که از دهان افتاد، می افتد جلوی آدم.

68-بوره سینده ، آرواده اولده = کسی که در برداشت گندم نفر آخر باشد زنش می میرد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۳ ، ۰۹:۱۲
جعفر نادری بنی


هدیه ای از طرف ما به تمام هم وطنان و دوستداران این وبلاگ

 

جهت دانلود فایل صوتی شعرترکی درباره شهرستان بن روی لینک زیر کلیک کنید

 

 

«دانلود شعرترکی شهرستان بن»

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۳ ، ۰۹:۰۹
جعفر نادری بنی

چند چیستان از چیستان های شهر بن به زبان ترکی .

 

1- اونمدیر زیل دیر ، پیل دیر، بیرچنگه قیل دیر ؟  تُپّا سیچان

2- اونمدیر تای الیجه ، باشه کول لیجه ؟ قلیان

3- اونمدیر گدن لیلان ، گلن لیلان ، ایقوسده دوران لیلان ؟  قاپـه

4- اونمدیرگدرگزر گلیر آقاچ قویار اوستونه یاتار ؟ گوز

5- اونمدیر گدرگزر گلیر آغزه آچوق یاتار؟ باشماق (کفش)

6- اونمدیر پارا فتیر آتوم داما ، ناماچاقه قاخدوم گوردوم یوخ؟  آی

7- آلی پاس و آلی پاس ؟ آل ایپه آس

8- اونمدیر ال واره ، قیچ یوخه ، قارنه پارا جان یوخه ؟ کپنک (پالتو)

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۳ ، ۱۷:۱۶
جعفر نادری بنی