شهرستان بـن

شهرستان بـن در استان چهار محال و بختیاری

شهرستان بـن

شهرستان بـن در استان چهار محال و بختیاری

شهرستان بـن

این وب جهت معرفی شهرستان بن طراحی شده است که امیدواریم مورد توجه کاربران عزیز قرار گیرد. کاربران می توانند جهت هرچه بهتر شدن این وبلاگ که گامی در جهت معرفی هرچه بیشتر شهر و شهرستان بن است با ما همکاری داشته باشند. مطالب و عکس ها به نام خود آنها در این وبلاگ درج می گردد. با تشکر فراوان

اگر مسئولین محترم شهر - شهرستان و استان با ما همکاری داشته باشند می توانیم این مجموعه اطلاعات را با یک سری اطلاعات دیگر در قالب یک کتاب چاپ نماییم.


«شهربن»مرکز شهرستان بن یکی از شهرهای ترک زبان استان چهارمحال و بختیاری است،و شمالی ترین شهر این استان و در نزدیکی سد زاینده رود قراردارد.

***
از همشهرستانی عزیز درخواست می شود مطالب و عکس های خود را درباره شهر و روستای خود به دست ما برسانند تا در این وبگاه جهت استفاده عموم درج نمائیم.
آدرس : شهر بن ، خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ، جعفرنادری

نویسندگان
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۲ اسفند ۹۵، ۱۵:۴۳ - سورانی
    شهید

آخرین مطالب

۹ مطلب با موضوع «اماکن زیارتی سیاحتی» ثبت شده است






به کانال شهر بن - شهر من در تلگرام  بپیوندید

 

 telegram.me/beneman



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۳۰
جعفر نادری بنی


حضرت امامزاده سید میراحمد (ع) [ معروف به امامزاده بابا پیر احمد (ع) ]،  در شهر بن مرکز شهرستان بن در استان چهارمحال وبختیاری قرار دارد که مضجع شریفش، زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان آل طه (ع) می باشد.

 

شمه ای از شجره نامه امامزاده سید احمد معروف به باباپیراحمد (ع)


موقعی که حضرت امام رضا(ع) به خراسان تشریف فرما شدند، به روایتی حضرت شاه چراغ و میرعلاءالدین حسین و حضرت سید ابراهیم حدوداَ با پانزده هزار نفر از امامزادگان و جمعی از شیعیان به سرپرستی شاه چراغ، جهت دیدار حضرت امام رضا(ع) از مدینه به ایران عزیمت نمودند ودر طول مسیر در نزدیکی شیراز به حاکم منطقه «قُتلُق خان» که از حکام مأمون بوده برخورد می نمایند و مراتب ورود آنان توسط حاکم به مأمون اطلاع داده می شود. مأمون در جواب تأکید می نماید که مانع ورود آنان به خراسان شوید تا مجدداَ به مدینه عزیمت نمایند اما چون به دستورالعمل مأمون از ناحیه یاران امام رضا اهمیت داده نمی شود، حاکم منطقه قتلق خان با چهل هزار نیرو با یاران امام وارد جنگ میشود که در این جنگ نابرابر شاه چراغ و میرعلاءالدین حسین سید ابراهیم به شهادت می رسند و بقیه متواری می گردند اما دشمن به تعقیب آنان پرداخته و اکثر آنان را به شهادت میرساند که مزار آنان زیارتگاه محبان علوی می گردد.

و اما امامزاده سید احمد معروف به باباپیراحمد ابن سید بهاءالدین محمد ابن حمزه ابن موسی الکاظم واقع در محدوده باغهای دره دراز شهر بن (ملاسجان) دفن گردید. این امامزاده دارای دو برادر به نامهای سید محمد معروف به بازار در شوشتر دفن و دیگری به نام سید ابراهیم در منطقه کرکن اصفهان مدفون می باشد و یک خواهر به نام فاطمه که در چهار سوق اصفهان دفن شده است.

 

 

بقعه متبرکه حضرت امامزاده باباپیراحمد (ع)

 

بقعه متبرکه حضرت امامزاده سید میر احمد (ع) [ معروف به امامزاده بابا پیر احمد (ع) ]، در حوالی شهر بن ( مرکز شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری، و در میان باغات سرسبز حاشیه رودخانه زاینده رود که به باغات ملاسجان بن معروف است، قرار دارد. که سکونت مردم شهربن در قدیم در اطراف این امامزاده بوده که بعدها به مرورزمان به محل کنونی شهر بن نقل مکان نموده اند .هنوز آثاری از آن زمان ها در اطراف این امامزاده وجود دارد.

 

بنای تاریخی بقعه متبرکه حضرت امامزاده سید میر احمد (ع) ( مشهور به بابا پیراحمد ) متعلق به دوره قاجاریه، با مصالح آجر و گچ می باشد. که پلان اصلی این بنا، هشت ضلعی بوده و با 16 طاق نما به گنبد دوپوش و مدور بنا، تبدیل و متصل شده که 2 گنبد دو پوش این بنا، به سبک گنبدهای رک ساخته شده است.

 

این بنای تاریخی، دارای سه ورودی در جهات مختلف است و تزئینات بنا، شامل نقاشی هایی با موضوعات مذهبی(صحنه های عاشورا)  در زیر سقف گنبد می باشد.

در پی اعلام اخیر اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری ؛ پروژه استحکام بخشی گنبد حرم مطهر حضرت امامزاده بابا پیر احمد (ع) ، با الیاف gfrp در همایش ملی « نقد مرمت » ، از بین 60 پروژه کشوری ، جزء 12 پروژه برتر مرمت ، معرفی گردیده است.
گفتنی است ؛ اجرای غیرکارشناسی اندود سیمان با ضخامت 15- 10 سانتیمتر بر سطح بیرونی گنبد یاد شده ، در سال های گذشته ، سبب آسیب شدید و ایجاد ترک در گنبد مذکور شده بود ، که با تحقیق و بررسی کارشناسی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان ، نیاز این بنا به استحکام بخشی ، تأیید و به مرحله اجرا درآمد.
در اجرای عملیات تعمیر ، مرمت و استحکام بخشی گنبد حرم مطهر حضرت امامزاده بابا پیر احمد (ع) ، با بهره گیری از الیاف gfpr در دو نقطه که بیشترین ترک را داشته ، نواری به صورت کمربندی بر روی گنبد قرار گرفته است.
ضمناً آجرها و بندکشی های فرسوده گنبد هم مورد تعویض و مرمت قرار گرفته و با انجام این اقدامات ، ترک های موجود ، مهار و روند ترک خوردن گنبد متوقف شده است.
 
عملیات اجرایی تعمیر ، مرمت و استحکام بخشی گنبد حرم مطهر امامزاده بابا پیر احمد (ع) ، از اوایل سال 1388 آغاز و در سال 1389 به پایان رسید.

آستان مقدس حضرت امامزاده سید میر احمد (ع) [ معروف به امامزاده بابا پیر احمد (ع) ]، علیرغم حضور بی شمار گردشگران و زائران در این فضای مطهر، باصفا و دلپذیر زیارتی و سیاحتی، متأسفانه با کمبودها و کاستی های مختلفی از جهات رفاهی، اسکان و ... مواجه می باشد. که امیدواریم با تلاش و عنایت بیش از گذشته مسئولین محترم ، شاهد رفع مشکلات و کمبودهای یادشده باشیم.





۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۳۸
جعفر نادری بنی

حرم مطهر حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) در روستای شیخ شبان » از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری است که در فاصله 39 کیلومتری شمال غربی مرکز استان ( شهرکرد ) و در حاشیه جنوبی رودخانه زاینده ‌رود واقع شده است.

 حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) از فرزندان حضرت حمزه بن‌موسی بن‌ جعفر الکاظم (ع) است که در دره‌ای زیبا در جنوب غربی این روستا در دهانه کوه بلند و سرسبزی که به نام همین امامزاده مزین است ، مدفون گشته و خاک این روستا را به گنج وجود نازنین خویش کیمیا نموده و افتخار میهمان‌نوازی و خدمت به وجود شریفش را به ساداتی از سلاله خود بزرگوارش در این مرز و بوم ارزانی داشته است.

 



شجره نامه امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع)


این امامزاده شجره نامه ای دارد که ممهور به مهر هلاکوخان مغول و خواجه نصیرالدین طوسی و سلاطین و خوانین و حکام و علماء و مراجع ذیصلاح است که همگی این شجره نامه را تأیید و به مهر معتبر رسانیده اند .

شجره نامه یادشده که نشانگر شخصیت والای این امامزاده لازم التعظیم و صحیح النسب می باشد در مورخ ماه جمادی الاول سنه چهارصد و بیست و چهار ( 424) پس از هجرت نبوی (ص) تنظیم گردیده است.


کلمه « شیخ ‌شبان » به معنای « چوپان بزرگوار » است و یکی از القاب حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) هم محسوب می‌شود که در تذکره‌ نامـۀ ایشان آمده است :
« ... در زمانی که حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا ( علیه آلاف التحیه و الثناء ( در طوس تشریف بردند ، خبر ولایتعهدی آن حضرت در عالم منتشر شد ، خطبا بر منابر خطبه خواندند و سکه بنام آن حضرت زدند. این خبر در مدینه منوره نیز منتشر شد ، لذا عده ای از برادران ، عموها ، عموزاده ها و اقوام نزدیک برای شرفیابی بمحضر امام (علیه السلام ) از مدینه عازم طوس شدند و در طول راه از شهرها و روستاها عبور میکردند و دوستان و شیعیان نیز جهت پابوسی آن حضرت به آنها ملحق می شدند تا اینکه حدود 15 هزار نفر عازم طوس شدند و از طریق بغداد و خوزستان به طرف فارس عزیمت کردند که این خبر به مأمون عباسی رسید که این گروه با این ابهت و جلالی که دارند اگر به مرو و سرزمین طوس برسند خلافت و حکومت تو تباه خواهد شد لذا بحاکم فارس و اصفهان دستور داده شد که از آمدن ایشان جلوگیری بعمل آید که حاکم فارس شخصی بنام قتلق خان بود که از رفتن ایشان ممانعت می کنند و بین آنها با این گروه به سرکردگی احمد بن موسی (ع) ملقب به شاهچراغ ( مدفون در شهر شیراز ) که همراه دیگر برادران همچون سید میر محمد و سید علاء الدین و سید میرحسین و دیگران به زیارت آن حضرت می رفتند جنگی واقع می شود که در نتیجه تعدادی من جمله حضرت احمد بن موسی و سید میرمحمد و سید میرحسین و سید علاء الدین و جمعی دیگر شهید می شوند و بقیه در شهرها ، بیغوله ها ، کوهها و بیابانها متواری و توسط مأمورین حکومت ، از طرف یوسف بن حجاج ثقفی که حاکم اصفهان بود تحت تعقیب قرار می گیرند و ایشان ( منجمله این سید بزرگوار ) در لباس مبدل و به صورت گمنام در گوشه و کنار این دنیای پهناور به زندگی خود ادامه می دهند آن هم در خفا که بعضی هم در مقاره ها به عبادت خداوند مشغول می شوند و با قوت لایموت می سازند ..

لذا امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) نیز جزء یکی از این آقازادگان بود که از جور حکام ظالم در لباس مبدل زندگی می کرده و با آمدن در این سرزمین که قبلاً او را ایلگاه می گفتند با گله داری به نام محمود شعیب که یکی از عرب‌های خراسان بود ، آشنا شده و از او می خواهد جهت امرار معاش کاری را به ایشان واگذار نماید ؛

محمود شعیب هم موافقت کرده و چون شناخت و اطلاعی از مقام آقا نداشت ؛ یک گله گوسفند به عنوان چوپان در اختیار آن بزرگوار می گذارد و آن حضرت در طول ییلاق و قشلاق گله را اداره و تعلیف می‌نمود.

مکان قشلاقی ایل محمود شعیب در روستاهای اطراف اصفهان و ییلاق آن در محلی به نام صحرا و روستای مرغ‌ آشنا بوده ( که فعلاً نیز به همین نام و بخشی از آن هم مشهور به عرب خان است، منتها تبدیل به یکی از مزارع روستای شیخ‌شبان شده و ضمناً محل شیخ‌شبان کنونی در آن زمان صرفاً چشمه آب و زمین کشاورزی بوده. ) ... امامزاده سید بهاءالدین محمد (ع) که فردی سخی و بخشنده بود ، دسترنج چوپانی خود را به چوپانان دیگر می‌بخشید و به این دلیل مشهور به « شیخ ‌شبان » ( شیخ چوپان) به معنی « چوپان بزرگوار » شد و از جمله دلایل دیگر شهرت ایشان به این لقب ( که باعث افتخار روستای شیخ‌شبان می‌باشد. ) کرامات و معجزات مختلفی است که از ایشان دیده شده بود که متأسفانه در این فراز مجال ذکر آنها نیست.

 به هر صورت با پی بردن به کرامات این امامزاده واجب التعظیم (ع) و پافشاری محمود شعیب ، ایشان خود را معرفی نموده و مورد احترام ویژه ایل‌نشینان ، عشایر ، مردم منطقه و شخص محمود شعیب قرار می‌گیرد.

محمود شعیب پیشنهاد ازدواج ایشان را با دخترش می‌دهد که مورد قبول واقع شده و پس از مراجعت حضرت سید بهاءالدین محمد (ع) به عربستان و انجام اعمال حج در مکه و مدینه و بازگشت مجددشان به ایران، این ازدواج صورت گرفته و ثمره آن، تولد 4 فرزند شامل ؛ 3 پسر به نامهای « سید محمد » معروف به سید محمد بازار ( مدفون در بازار شهر شوشتر استان خوزستان ) ، « سید احمد » معروف به باباپیراحمد ( مدفون در حوالی شهر بن در 14 کیلومتری روستای شیخ شبان ) ، « سید ابراهیم ‌اکبر » معروف به زین‌الدین ( مدفون در حوالی اژگرد اصفهان ) و یک دختر به نام « سیده فاطمه» ( مدفون در خیابان چهارسوق اصفهان ) می‌باشد.

 ( در ضمن برادر امامزاده سید بهاءالدین محمد (ع) به نام امامزاده هارون ولایت نیز در اصفهان مدفون و مرقد ایشان مورد احترام و محل زیارت عاشقان است)

بهرحال پس از مدتی محمود شعیب فوت می‌کند و چند سال بعد ؛ زمان وفات امامزاده (ع) هم فرا می ‌رسد که پس از رحلت ایشان و دفن پیکر مطهر آن بزرگوار در محل امروزی ( که واقعه معجزه‌آسایی دارد. ) و همانگونه که ذکر شد ؛ آن زمان فقط چشمه آبی بوده و روستای شیخ شبان وجود نداشته ، بقعه کوچکی بر روی مزار شریف آن بزرگوار می سازند وفرزندان ایشان نزدیک این چشمه اسکان نموده ،تشکیل روستایی را می‌دهند که این روستا کم‌کم توسعه پیدا می‌کند و آنها لقب امامزاده بزرگوار (ع) را نیز به عنوان نام روستا انتخاب کرده و روستای شیخ شبان ایجاد می شود.

درحال حاضر اکثریت قریب به اتفاق اهالی روستا را سادات موسوی ( از ذریه امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) ) تشکیل می‌دهند ؛ به استثنای تعداد کمی از اهالی که از سایر نقاط به این روستا مهاجرت کرده‌اند.

 



کرامات امامزاده سید بهاءالدین محمد شیخ شبان

 

 در طول زمان ها و اعصار، کرامات و معجزات موثق و مختلف روایت شده از حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) فراوان است.

 آستان مبارک و مقدس آن بزرگوار (ع) هر ساله پذیرای وجود هزاران زائر و عاشق دلسوخته حریم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است که از اطراف و اکناف برای عرض ارادت مشرف می‌شوند و آن بزرگوار را واسطه فیض نزد حضرت احدیت و مقربان درگاه الهی قرار می‌دهند و چه بسا که در حرم و در راه حرم این آقا حاجت روا شده‌اند، هدایت شده‌اند و کرامتها دیده‌اند و افرادی هم هستند که چون ( العیاذ بالله ) راه شک و شبهه و یا اهانت پیش گرفتند، به مجازات خویش رسیدند و خواهند رسید که در زیارت آن حضرت می‌خوانیم :

« ... فازَ مُتَّبِعُکَ وَ نَجی مُصَدِّقُکَ وَ خابَ وَ خَسِرَِ مُکَذِّبُکَ وَ المُتَخَلِّفُ عَنکَ ... »

******

 چند مورد از کرامات درج شده در شجره نامه آن حضرت (ع) به شرح زیر می باشد :

1)      جریان همراهی شیرها در تعلیف گله:

... می بینند گله ای را که این سید عالیمقام می چرانیده ( چون آن بزرگوار، از جور حکام زمان، به طور ناشناس و در کسوت چوپانی، زندگی می کرده است. )، با سایر گله ها تفاوت دارد و گوسفندان ایشان فربه تر و شیر آنها از گله های دیگر بیشتر می باشد، همین باعث می شود تا کنجکاو شده و علت را جویا شوند، تا اینکه شبانها به محمود شعیب ( صاحب رمه ها ) می گویند که فلانی گله را رها کرده و همیشه مشغول عبادت و راز و نیاز به درگاه خداوند است. محمود هم در پی آن بر می آید که خود در احوال ایشان تحقیق و تفحص کند. روزی قبل از اینکه سید بهاء الدین (ع)، گله را به چراگاه ببرد، محمود بیرون می آید و در محل چرای گله سید، پشت سنگی پنهان می شود تا اینکه ایشان، گله را می آورد، وضو ساخته و آماده عبادت می شود. در این هنگام 2 شیر از کوه آمده، به سید ادای احترام کرده، گله را برداشته و برای چرا به کوه می برند. سید هم تا چاشتگاه و زمان برگشت، مشغول نماز می شود و دوباره شیران، گله را برگردانده، ادای احترام کرده و می روند. سید هم گله را برداشته و به طرف چادرها روانه می شود.

محمود شعیب هم سعی می کند خود را زودتر به چادرها برساند. زمانی که سید بهاء الدین محمد (ع) به محل چادرها می رسد، روی دست و پای ایشان می افتد و شروع به عذرخواهی می نماید که ما را ببخشید، شما را نشناختیم، شما یک فرد عادی نیستید و باید خود را معرفی نمایید. سید می فرماید؛ من کاری نکرده ام، کارگری ساده ام و انجام وظیفه می کنم. به هر صورت با پی بردن به کرامات این امامزاده واجب التعظیم (ع) و پافشاری محمود شعیب، ایشان خود را معرفی نموده و می فرماید: من از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر ( علیه السلام ) هستم، که از آن پس به عنوان یک پیشوا و مولا، مورد احترام ویژه ایل نشینان، عشایر، مردم منطقه و شخص محمود شعیب قرار گرفته و مسائل خود را از ایشان می پرسند.

 2)      بازگرداندن اموال غارت شده :

     یکی دیگر از کرامات امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) این بوده که دسته ای از گله داران، شکایتی نزد آن حضرت می آورند که سواران یکی از خوانین قراء همجوار، همه گوسفندان  ما را به غارت برده و دارایی ما را گرفته اند، آن حضرت نیز با چند نفر دیگر به روستای محل زندگی آن خان رفته و به او می گویند که گوسفندان این بیچارگان را به آنها پس بدهد. او در جواب می گوید که گوسفند کجا بوده؟ هر یک رأس از آنها را یک نفر برده و تعدادی از آنها را کشته اند و خورده اند. بهرحال هر چه دلیل آوردند، حاضر به پس دادن گوسفندان نمی شود که امامزاده (ع) بالای تپه ای در همان نزدیکی ( معروف به « امام تپه سه » )  رفته، وضو می سازد و 2 رکعت نماز می خواند. سپس از خدا می خواهد که گوسفندان به سرقت رفته بازگردند. ناگاه گوسفندان از گوشه و کنار و از روستا های مجاور، آمده و جمع می شوند و خان مذکور چون این منظره را می بیند، به دست و پای آن بزرگوار افتاده، عذرخواهی نموده و یکی از مریدان آن حضرت می شود. بعد از رحلت امامزاده (ع) هم املاکی را وقف ایشان می نماید. ( که این املاک موقوفه به تدریج توسط حکام زمان از بین رفته است .)

3)      دفن پیکر مطهر امامزاده (ع) :

چون زمان وفات امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) فرا می ‌رسد، آن حضرت (ع) به فرزندان خود وصیت می فرماید که؛ چون من از دنیا رفتم، در موقع دفن من، شتری سواری از جانب قبله پیدا می شود. جنازه مرا بر آن شتر ببندید و شتر را در جلوی ایل رها کنید، هر کجا که خوابید، دو یا سه رحله به آن بزنید، اگر برنخواست، مرا همان جا دفن نمایید. چون امامزاده (ع) از دنیا رحلت می کنند، همانطور که خودشان فرموده بودند؛ شتری سواری پیدا می شود، جنازه آن بزرگوار را بر روی شتر بسته و شتر را جلوی ایل رها می کنند، تا شتر در همین دره ای که مدفن کنونی آن بزرگوار است، خوابیده و بر نمی خیزد، بنابراین پیکر مطهر ایشان را همان جا دفن می کنند.

البته کم نیستند، زائران و ارادتمندانی که در زمان حاضر نیز، کرامات مختلف و بسیار زیادی از این امامزاده واجب التکریم (ع) در برآمدن حوائج، رفع گرفتاری ها و مشکلات، شفای بیماران و ... دیده و نقل می کنند.




بقعه متبرکه امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع)


بقعه متبرکه امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) بتدریج در هر عصر و زمانی توسط یک نفر بازسازی می شود . در زمان هلاکوخان مغول نیز توسط خواجه نصیرالدین طوسی هم مورد بازسازی قرار گرفته است.

بقعه کنونی امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) هم که البته بخش زیادی از آن در چند سال اخیر مورد بازسازی و تجدید بنا قرار گرفته، مربوط به دوران های صفویه و قاجاریه، با نمای چهار گوش گنبد دار و دارای کتیبه و تاریخ است که ( قبلاً نیز ) دارای ایوان و بالکون ستونی بزرگ، مصفا و زیبا با حجره هایی در اطراف و برخوردار از چشم انداز کوهستانی بود. که در طرح توسعه این حرم متأسفانه تخریب گردید.

 

شایان ذکر است ؛ بنای تاریخی این بقعه متبرکه، به شماره 23824 و تاریخ 25/8/1387 در فهرست « آثار ملی ایران » به ثبت رسیده است.

به لطف الهی و به سبب عنایت ویژه‌ زائرین و ارادتمندان این امامزاده بزرگوار (ع)، امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان و ... این بقعه متبرکه، شامل؛ جاده آسفالته، پارکینگ، زائرسرا، پارک بازی کودکان، سکوهای نشیمن و ... در حال حاضر، از وضعیت نسبتاً مطلوبتری نسبت به چند سال قبل برای پذیرایی از زائران و گردشگران برخوردار است، لکن تا رسیدن به حد شایسته و مورد نیاز فاصله زیاد و نیازمند همت و یاری بیشتری است.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۲۲
جعفر نادری بنی


امامزاده سیدمحمد(ع) در روستای بارده از توابع شهرستان بن قراردارد و درفاصله 39 کیلومتری شمال غربی مرکز استان چهارمحال وبختیاری در حاشیه جنوبی رودخانه زاینده رود واقع شده است.


شجره نامه  امامزاده سید محمد (ع) بارده

امامزاده سیدمحمد(ع) روستای بارده از فرزندان بلافصل امام موسی کاظم (ع) و برادر حضرت امام رضا (ع) می باشد . شجره نامه اصلی این امامزاده که روی پوست آهو و به املای شیخ طوسی نگارش شده و اصل آن ممهور به مهر شیخ بهایی است ،  بعداز مدت ها درخردادماه سال 1393پیدا گردید و به تأیید آستان مقدس امام هشتم (علیه السلام) رسید.

در شجره نامه این امامزاده اسم روستاهای حاشیه این امامزاده و همچنین موقوفات امامزاده نیز ثبت شده است.

با ارائه این شجره به آستان مقدس امام رضا (علیه السلام) تولیت این آستان برای اجرای طرح های عمرانی این امامزاده در حال برنامه ریزی است.



در شرح احوالات و علت حضور و شهادت آن بزرگوار (ع) در این منطقه، آمده است :

 

 چون خلفای عباسی ( علیهم اللعنه ) با اولاد و اعقاب ائمه هدی ( علیهم السلام ) خصومت و دشمنی علنی داشتند، بعد از شهادت حضرت ثامن الائمه امام علی ابن موسی الرضا ( علیه السلام )، کلیه امامزاده ها بمعیت محبان و مشتاقان اولیاء الله و یاران و انصار خاندان امامت (ع) برای مقابله با دشمنان اسلام و توسعه و گسترش مذهب تشیع و ریشه کن کردن ظلم و بیدادگری عباسیان، با کاروان های متعدد و در زمان های مختلف رو به ولایت عجم نهادند و در مدت پانصد سال و اندی خلافت و زمامداری خلفای منفور عباسی و جنگ و جدال با آل ابوتراب (ع)، آخر الامر از فشار و ظلم و ستم آن قوم غدار خود و یاران و انصارشان، هر یک در محل و مکانی در خاک عجم بدست دژخیمان عباسی و ابلق سواران کوفی گرفتار و شهید شدند.

در زمان خلافت شقاوت پیشه یوسف ( سی و دومین خلیفه عباسی ) که از سنه 555 لغایت 566 هجری قمری به مدت یازده سال در مسند خلافت متکی بوده، به والیان و حاکمان خود در عجم،

بنامان؛ ملک جمشید و ملک یوسف، دستور تعاقب و دستگیری و قتل آل ابوتراب(ع) را صادر کرد

و آن حاکمان سفاک، عساکر مسلح خود را به فوجها و دسته‌ های مختلف تقسیم و هر دسته ای را به فرماندهی شخصی لایق و کارآزموده جهت امنیت طرق و شوارع در دژها و قلاع جنگی چهارمحال اربعه بختیاری مستقر و متمرکز داشته که در این موقع حضرت امامزاده سید محمد ( علیه السلام ) به اتفاق جمعی از برادران و بنی اعمام خود، یاران و انصار خاندان امامت (ع) از طریق شط العرب بخاک عجم وارد و قصد عزیمت به بلاد قم را داشتند و از حاکمان عباسی حاکم در منطقه در بیم و هراس بودند،

بنابراین همواره از خود محافظت می کردند که غافلگیرانه گرفتار چنگال بی رحمانه دشمن واقع نشوند. ناچار بودند تا شبانه حرکت کنند یا از بیراهه به مسیر خود ادامه دهند.

پس از طی مسافت و عبور از شهرها و قراء و قصبات و رودخانه ها و جبال و ناهمواری های در بین راه، در ناحیه چهارمحال اربعه در صحرای بارده وارد گردیده و در آن موقع چون سکنه ناحیه چهارمحال اربعه به مذاهب مختلف منعقد بودند، یکی از دشمنان آل ابوتراب، ورود آن کاروان را به حاکمان عباسی حاکم بر منطقه اطلاع داده و حاکم عباسی پس از دریافت خبر و تعیین اقامتگاه آنها، با جیوش مجهز خود به آن کاروان بی اطلاع حمله ور گردیده، در صحرای بارده نبرد سختی فیما بین هر دو جناح حق و باطل به وقوع پیوست که پس از محار به و مجادله بسیار، چون عده کاروان قلیل بود، در مقابل هجوم خصم بی امان تاب و توان مقابله را نداشته هر چند نفری به جهتی روی نهاده، به سمت قراء و کوهپایه های اطراف متواری و خصم بی امان در تعاقب ایشان در حرکت، هر یکی را در محل و مکانی در نقاط مختلف چهارمحال اربعه به شهادت رسانیدند که هم اکنون مرقد بعضی از آنها معلوم و زیارتگاه است و مرقد برخی نامعلوم و در زیر خاک پنهان است.

در این حمله و نبرد ناگهانی پس از متواری شدن کاروان، حضرت امامزاده سید محمد (ع) با دو نفر شجاع و دلاور خود به نامهای شیخ قاسم و شیخ طاهر که هر دو برادر و از انصار اولیاء الله و از ذراری و اعقاب جابرانصاری بودند، در مقابل خصم بی امان به جدال پرداخته، « به هر سو که مرکب برانگیختی، چو برگ خزان سر فرو ریختی. » از شجاعت و دلاوری آن حضرت دشمن به ستوه آمده، آخرالامر از هر جهت به آن حضرت حمله ور گردیده و در حلقه محاصره چند جانبه، آن حضرت بدست ملک یوسف فرزند ملک خورشید به درجه رفیع شهادت اجدادی خود نائل گردید و دو نفر شجاع و دلاور آن حضرت بر اثر جراحات و زخم های وارده بر پیکر مطهرشان، به کوههای مجاور متواری گشته،

پس از خروج از محل جدال، شیخ قاسم و شیخ طاهر به معیت و همیاری مومنین و مسلمان منطقه، پیکر مطهر حضرت امامزاده سید محمد (ع) را در محل شهادتش در ضلع شرقی روستای کنونی بارده به خاک سپرده و بقعه و بارگاهی به مرور زمان برگرد مزار کثیرالانوار آن حضرت توسط آن دو انصار جلیل القدر ساخته شده که هم اکنون زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان در آن دیار است.


 


بقعه و بنای امامزاده سیدمحمد بارده


بقعه باشکوه این امامزاده حضرت امامزاده سید محمد ابن حمزه ( مکنی به ابوالقاسم ) بن علی ابن حسین بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن ابراهیم الاصغر ( ملقب به مرتضی ) بن حضرت باب الحوائج؛ امام موسی این جعفر الکاظم ( علیه السلام ) ) میان دو کوه نساه و برآفتاب، در کنار روستای بارده، در شهرستان بن و در 53 کیلومتری شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری  واقع شده است .

و چشم انداز آن فوق العاده زیبا و دیدنی است. بنا شامل ایوان، گنبد، گلدسته، صحن مشجر، حرم و ضریح است. اصل بقعه متعلق به دوره صفویه است و در دوره های قبل مرمت و اخیراً نیز تعمیرات گسترده ای در آن صورت گرفته و طرح جامع توسعه آن در دستور کار قرار دارد. اتاق مرقد به ابعاد 8×8 متر و دارای دو درب، در جانب حنوب و مشرق است. در دو جهت دیگر ـ شمال و مغرب ـ به ظاهر دری داشته که در تعمیرات اخیر مسدود شده است. ضخامت دیوار بیش از یک متر و چهار زاویه اتاق مرقد با ایجاد چهار گوشواره به دایره تبدیل شده و در نتیجه گنبد کلاه خودی بنا بر آن استوار شده است. این گنبد از داخل به قطر 7 و ارتفاع 5/3 متر و از خارج به صورت شلجمی و به ارتفاع 5/8 متر است. در بالای مدخل جنوبی بقعه، پنجره مشبک چوبی قرار دارد که حکایت از تعمیر بقعه در دوره قاجاریه می رود. کف و ازاره بقعه تا ارتفاع 20/2 متر با سنگ مرمر تزیین شده و الباقی گچ اندود است. در وسط اتاق مرقد، ضریح بسیار عالی از نوع آب طلا و نقره نصب شده که اشعار هفت بند محتشم کاشانی در بالای آن حکاکی شده و در روی در آن کتیبه ذیل قلمزنی شده است : «ضریح مطهر سید محمد از نوادگان حضرت امام موسی کاظم علیه السلام واقع در روستای بارده با همت و تلاش هیئت امنا امامزاده و تحت نظارت و سرپرستی مدیریت اوقاف و امور خیریه استان در سال یک هزار و سیصد و هفتاد و هشت احداث و نصب گردید. طراحی و ساخت بهنام کبیری سامانی، قلمزنی سید مرتضی احمدی.»

بر دور مزار قبلی، بنایی به ابعاد 20×20 متر افزوده اند و ایوانی به ابعاد 3×5 و ارتفاع 4 متر در جانب مغرب تعبیه نموده اند که فعلا به عنوان مدخل اصلی از آن استفاده می شود. این ایوان در سه جهت دیگر بقعه تکرار شده و درهای ورودی بقعه چوبی و توسط حاج نعمت الله حیدرزاده در سال 1385 برابر با سال 1427 ه.ق در اصفهان ساخته شده است. در هر ضلع 8 ستون جهت ایوان ها به کار رفته و صورت زیبایی به پیرامون بقعه داده است. در جانب شمال بقعه تعداد 10 واحد زایر سرا ساخته شده و در غرب صحن نیز تعداد یک واحد مغازه آجری و 10 مغازه چپری قرار دارد.


فضای اطراف امامزاده سیدمحمد بارده

زمین زیارتگاه بیش از دو هکتار است و در جنوب آن کشتارگاه احداث شده است. مقابل ایوان جنوبی، چشمه آبی قرار دارد که چند سالی است خشک شده است. درختان زبان گنجشک، کبوده و تبریز فضای مناسبی را ایجاد نموده و ارتفاع برخی از این درختان به بیش از 18 متر می باشد. تپه مجاور امامزاده که در غرب بقعه قرار دارد، پس از تحویل از منابع طبیعی با هیئت اوقاف ، درختان مختلف کاشته شد که منظره دلپذیری را به وجود آورده است.

طرح توسعه حرم امامزاده سید محمد(ع) با مساحت 800 متر مربع از سال 81 در دست اجرا است و هزینه صرف شده در آن 300 میلیون ریال برآورد مى‌شود. با توجه به مناظر بسیار زیبا و دلنواز کوهستانی و چشمه های خنک اطراف و آب و هوای مطلوب این منطقه، سالانه پذیرای هزاران زائر و گردشگر از نقاط مختلف می باشد.

امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان و ... این بقعه متبرکه، شامل؛ جاده آسفالت، زائرسرا و سکوهای نشیمن و استراحت زائران و گردشگران، سرویس بهداشتی، چشمه های خنک، آب آشامیدنی لوله کشی شده و ... می باشد.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۲۱
جعفر نادری بنی

این زیارتگاه کوچک در داخل شهر بن و در محله قارایال و دامنه تپه ای معروف به (قارایال) و مشرف به سه راهی نماز قرار دارد. محله قاریال محله ای با خانه ها و بافت قدیمی  است . اولین قبرستان شهر بن در این مکان بوده است که به مرور زمان تغییر مکان داده است.

بابا محمود اصالتا امامزاده نبوده و از آن جهت که نسبش به امام معصوم برنمی گردد به "بابا" ملقب شده است. 

 بابامحمود یکی از بزرگان و عارفان شهر بن بوده و در زمان امامزاده سید بهاءالدین محمد(ع) زندگی می کرده است . امامزاده سید بهاءالدین محمد(ع ) چوبان بابا محمود بوده است .

وقتی بابا محمود از مقام و نسب این امامزاده خبردار می شود. پیشنهاد ازدواج ایشان را با دخترش می‌دهد و ایشان قبول می کنند و تمام مال و منال خود را تقدیم این امامزاده می کند . و به همین دلیل بابامحمود هم پدر خانم یک امامزاده است و هم پدر بزرگ یک امامزاده که امامزاده بابا پیراحمد(ع) شهر بن فرزند امامزاده سید بهاءالدین محمد (ع)می باشد.

قبر این شخص بزرگوار قبلا بدون بارگاه بوده است ، اما یک بنی ساکن خوزستان شبی ایشان را در خواب می بیند که از او گلایه می کند و به بن می آید و بارگاه کوچکی برای او بنا می کند.



درباره بابا محمود در شرح واحوالات امامزاده سیدبهاءالدین محمد (ع) شیخ شبان چنین آمده است.


امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) نیز جزء یکی از این آقازادگان بود که از جور حکام ظالم در لباس مبدل زندگی می کرده و با آمدن در این سرزمین که قبلاً او را ایلگاه می گفتند با گله داری به نام محمود شعیب (بابا محمود) که یکی از عرب‌های خراسان بود ، آشنا شده و از او می خواهد جهت امرار معاش کاری را به ایشان واگذار نماید ؛

محمود شعیب(بابا محمود) هم موافقت کرده و چون شناخت و اطلاعی از مقام آقا نداشت ؛ یک گله گوسفند به عنوان چوپان در اختیار آن بزرگوار می گذارد و آن حضرت در طول ییلاق و قشلاق گله را اداره و تعلیف می‌نمود.

مکان قشلاقی ایل محمود شعیب(بابا محمود) در روستاهای اطراف اصفهان و ییلاق آن در محلی به نام صحرا و روستای مرغ‌ آشنا بوده است . امامزاده سید بهاءالدین محمد (ع) که فردی سخی و بخشنده بود ، دسترنج چوپانی خود را به چوپانان دیگر می‌بخشیدکرامات و معجزات مختلفی است که از ایشان دیده شده بود .

 به هر صورت با پی بردن به کرامات این امامزاده واجب التعظیم (ع) و پافشاری محمود شعیب(بابا محمود) ، ایشان خود را معرفی نموده و مورد احترام ویژه ایل‌نشینان ، عشایر ، مردم منطقه و شخص محمود شعیب(بابا محمود) قرار می‌گیرد.

محمود شعیب(بابا محمود)  پیشنهاد ازدواج ایشان را با دخترش می‌دهد که مورد قبول واقع شده و پس از مراجعت حضرت سید بهاءالدین محمد (ع) به عربستان و انجام اعمال حج در مکه و مدینه و بازگشت مجددشان به ایران، این ازدواج صورت گرفته و ثمره آن، تولد 4 فرزند شامل ؛ 3 پسر به نامهای « سید محمد » معروف به سید محمد بازار ( مدفون در بازار شهر شوشتر استان خوزستان ) ، « سید احمد » معروف به باباپیراحمد ( مدفون در حوالی شهر بن در 14 کیلومتری روستای شیخ شبان ) ، « سید ابراهیم ‌اکبر » معروف به زین‌الدین ( مدفون در حوالی اژگرد اصفهان ) و یک دختر به نام « سیده فاطمه»)  مدفون در خیابان چهارسوق اصفهان ) می‌باشد.



درخواست از مسئولین


زیارتگاه بابا محمود در شهر بن بسیار مظلوم واقع شده است که متاسفانه مسئولین شهر هیچ گونه اقدامی برای آبادانی و فضاسازی اطراف این زیارتگاه انجام نمی دهند که لااقل مسافر و گردشگری که به داخل شهر و خیابان ملت می آید لحظه در جوار این زیارتگاه آرامش پیدا کند و جایی برای زیارت و استراحت در داخل شهر نیز وجود داشته باشد و مسافران در جوار این زیارتگاه با کاچی نذری کام خود را شیرین نمایند، که پخت کاچی نذری می تواند یکی از جاذبه های گردشگری این زیارتگاه باشد،که احتیاج به امکانات رفاهی دارد.

 مسئولین شهر بودجه های زیادی برای گرداب بن هزینه می کنند که مسافران شهربن را با گرداب می شناسند و هرکس به شهر بن می آید از همان ورودی شهر به گرداب می رود و برمی گردد و داخل شهر را بیابانی برهوت فرض می کند.

 زیارتگاه بابامحمود و پل های حاج الله یار و حاج مهدی و حمام قدیمی برآفتاب و تپه نورالشهدا ظرفیت های زیادی برای جذب گردشگر به داخل شهر بن دارند .که نیاز به سرمایه گذاری و فضاسازی و زیباسازی دارند. که به تبع آن باعث شناساندن شهر بن و رونق بازار و کسب و کار در شهربن می شود.

*******


شعر ترکی درباره بابامحمود

 

بابا مامود ، بو دوشتَه                   ایچیندَه دیر نِوشتَه           

بیردورانی واریموش                      آما اولور فراموش             

گَلیر بیرکیم، دیشینَه                    گَنَه یاد اولور بینَه  

نذر و نیاز اِیلَ لَّر                           کاچِه لار، بیشیریل لَر           

یتیش میل لَر دویرونَه                    دردِه قالوپ ، اوزونَه







۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۵۵
جعفر نادری بنی


مرقد مطهر حضرت امامزاده حارث بن علی (ع)، مشهور به امامزاده ابراهیم (ع) که شجره نامه این امامزاده به حضرت علی(ع) برمی‌گردد  در روستای جمالو، از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد.

 

مرقد مطهر این امامزاده (ع)، در سال 1389، به محل جدید روستای جمالو، منتقل شد


حدود 45 سال قبل و در پی آبگیری سد زاینده رود، تمامی روستای جمالو و منجمله ساختمان بقعه متبرکه امامزاده حارث ابن علی (ع)، زیر آب رفت که در سال 1389، و به سبب خشکسالی های اخیر و کاهش سطح آب سد زاینده رود، بقعه متبرکه این امامزاده واجب التکریم (ع)، مجدداً از آب بیرون آمده و نمایان شد،


در پی احداث سد زاینده رود، زمین ها و املاک روستای جمالو خریداری شد ، به طوری که در طول سال‌های 1342 تا 1349 ( سال بهره برداری از سد زاینده رود )، همه ساکنین این روستا املاک خود را به فروش رسانده و روستا خالی از سکنه گردید و پس از آبگیری سد زاینده رود، این منطقه زیر آب رفت.


 و چون در آن سال ها، تجربه جابجایی قبور امامزادگان (ع) و مؤمنین در استان وجود نداشت، لذا مرقد مطهر امامزاده حارث بن علی (ع) نیز در زیر آب قرار گرفت، لکن در چند سال اخیر، به علت فرو نشست چند کیلومتری سطح آب سد زاینده رود ( به دلیل خشکسالی های اخیر )، محل سابق روستای جمالو و بقعه متبرکه امامزاده حارث بن علی (ع) از زیر آب بیرون آمده و نمایان شد.


و بر اساس بقایای ساختمان مخروبه و قدیمی موجود و اطلاعات محلی درخصوص مکان و موقعیت و قبر مطهر حرم امامزاده (ع)، با همت اهالی روستاهای جمالو، حیدری و یان چشمه، و پس از یک ماه تلاش شبانه روزی در شرایط آب و هوائی بسیار سرد منطقه و 4 متر مکعب خاکبرداری با دست ، قبر مبارک آن حضرت (ع) مشخص و ضمن استفتاء از مراجع عظام تقلید، و اخذ مجوز از سازمان اوقاف و امور خیریه کشور و با انجام عملیات بسیار دقیق کارشناسی و فنی، بدون نبش قبر، مزار مطهر از زمین جدا شد .


و طی مراسمی ( در دی ماه سال 1389 ) با حضور دهها هزار نفر از عزاداران حسینی (ع) و دسته جات سینه زنی و زنجیرزنی که از نقاط دور و نزدیک به این منطقه آمده بودند، پس از طی مسافت 6 کیلومتری، به محل جدید روستای جمالو، منتقل  به خاک سپرده شد.

 

اهالی روستای جمالو، زمینی به مساحت 5 هکتار جهت احداث بارگاه مطهر حضرت امامزاده حارث بن علی (ع) اختصاص دادند که در حال حاضر، ساختمان بارگاه و حرم مطهر در دست احداث می باشد.


در مراسم جابجائی این امامزاده جمعیت انبوهی از استان چهارمحال و بختیاری و استان اصفهان حضور داشتند.



عکس هایی از جابجائی امامزاده حارث بن علی (ع) جمالو در سال 1389








۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۰۵
جعفر نادری بنی